تبليغاتX
www2006 - Pulp Fiction

www2006

اگر فکری به کله‌ات بزند که تا آن موقع به سر کسی نزده به اسم خودت ثبتش می‌کنی و می‌شود مال تو

پیش از شروع

   بنام نامی حق که یادش آرامش است و نامش تضمین موفقیت

 

 

 

اول - تارانتینو ؛ عادات و علاقه مندی هایش ( شاید شبیه ِ مینی بیوگرافی !)

   کوئنتین ژروم تارانتینو ( Quentin Jerome Tarantino ) ؛ کارگردانی  44 ساله ؛ از اهالی ِ تنسی ِِ امریکا ؛ دارای افکار ِ بکر در زمینه ی خشونت و در نتیجه خلق صحنه های غافلگیر کننده در فیلمهایی که او کارگردان آنهاست ؛ صحنه هایی که نفس بیننده را در سینه اش حبس خواهد کرد ؛ مثل اولین تیری که در پالپ فیکشن ، ناغافل بدست ساموئل ال جکسون شلیک میشود ؛ یا چاقویی که در Kill Bill 1 در سینه ی زن سیاهپوست جاخوش میکند ؛علاقمند به ساخت فیلمهایی که خط داستان ِ آنها ( Storyline ) ، مرسوم نیست ؛ مثل ساختار ِ غیر خطی( nonlinear ) پالپ فیکشن ؛ یا ساختار فصل بندی شده( Chaptered )  بیل رابکش ؛ مثل همه کارگردانها علاقمند به استفاده از یکسری از بازیگران ِ خاص ، مخصوصا ً اما تورمن ( Uma Thurman ) در فیلمهایش و ..

 

دوم - پالپ فیکشن و ویژگی هایش

   سال 1994 ، جهان شاهد نمایش  ِ سومین فیلم ِ تارانتینو ( البته در مقام کارگردان ) بود. خیلی از منتقدان ِ سینمای جهان ، درباره ی ساختار شکن بودن ِ پالپ فیکشن ، سخن گفته اند ؛ فیلمی با ترکیب کنایه آمیزی از "خشونت" و "شوخی"  که استفاده ازچند داستان ِ همزمان وشناور  را در دنیای سینما باب کرد که کاراکترهای داستانهای مختلف ِ آن ، براساس ظرفیتهای موجود در فیلمنامه ، تأثیرات خاص خود را بر نتیجه ی نهایی فیلم میگذارند . تارانتینو در این باره میگوید : " ایده ی فیلم از اونجا به ذهنم رسید که چرا کاری که ناولیست ها ( داستان نویسها ) میتوانند انجام بدهند را فیلمسازها نتونن انجام بدن : روایت ِ سه داستان مجزا ؛ داشتن شخصیتهای شناور در طول فیلم ، که هر یک وزنی دارند بر اساس نقش خود در فیلمنامه ؛ من در فیلمم از یکی از قدیمیترین داستانهای جنایی ِ موجود در کتابها استفاده کردم ؛ داستان مردی که باید مدتی را با همسر مرد ِ با نفوذ و قدرتمند ِ دیگری بگذراند ولی به او دست نزند ( البته نه که دست نزنه ؛ به سبک خارجی ها دست نزنه ! – www2006 ) ؛ اینجور داستانها معمولا ً با فرار این دو خاتمه می یابد ولی من شخصیتهای فیلمم را با یکسری قوانین ِ زندگی ِ واقعی محدود کردم و منتظر عکس العمل اونها شدم تا مشکلشون رو حل کنن ... "  

 

   تریلوژی ( Trilogy = سه گانه ) ای که تارانتینو آن را به فیلم تبدیل کرده است ، با صحنه ی صحبت و گفتگوی پامپکین ( Tim Roth ) و هانی بانی (Amanda Plummer ) در یک کافی شاپ ، درباره ی راههای مختلف سرقت و درآمد بیشتراز سرقتهای مکانهای مختلف شروع میشود ؛ گفتگوی ایندو ادامه می یابد و در نهایت  تصمیم میگیرند تا از همین کافی شاپی که در آن هستند ، دزدی کنند ؛ در اینجا تیتراژ ابتدایی فیلم اجازه ی پیگیری جریان را به ما نمیدهد ؛ دو داستان دیگر فیلم ، نشان داده میشوند. در طول فیلم هیچ اثری از پامپکین و هانی بانی نیست . بعد از چالشهای شخصیتها در دو داستان دیگر با یکدیگر ، مجددا ً به محل شروع فیلم برمیگردیم و شاهد عملی شدن ِ نقشه ی این دو هستیم در حالی که با شخصیت داستانهای دیگر فیلم نیز ارتباط برقرار میکنند . در نهایت هم فیلم در همان نقطه ی ابتدایی ، پایان می یابد .

  

   پالپ فیکشن در Academy Awards  ِ سال 1995 در هفت بخش کاندیدای جایزه ی اسکار شد که فقط توانست برنده ی جایزه ی بهترین فیلنامه شود که بطور مشترک به نویسندگان ِ این فیلم یعنی " تارانتینو " و " راجر آواری " رسید . همچنین توانست جایزه ی بهترین کارگردانی ِ جشنواره ی کن را نیز کسب کند.

 

 

سوم - بازیگران

   پالپ فیکشن ، مجموعه ای از ستارگان هالیوود را جمع کرده بود ؛ البته شاید هم این افراد اون زمان ستاره نبودن و با پالپ فیکشن واسه خودشون کسی شدن ! بازیگرانی مثل :

 

John Travolta   : یکی از بازیگرهای مورد علاقه من ؛ یه جورایی خوشم اومده ازش .

 

Samuel L. Jackson  : بسیار بسیار عالی  از پس ِ نقشش برآمده ؛ دیالوگهای ابتدایی فیلم را به خاطر بیاورید ..

 

Tim Roth  : به جز 1900 و پالپ فیکشن ازش فیلم دیگه ای ندیدم (حداقل چیزی به ذهنم نمیرسه ) ؛ واسه همین میخوام بگم که نقش دزد زیاد بهش نمیاد . البته دزد ِ پالپ فیکشن خیلی حرفه ای نبود که این یکی بهش میومد  (!)

 

Bruce Willis  :  تو همه ی فیلمهایی که بازی میکنه ، یه جورایی شکست ناپذیره ..

 

Uma Thurman : صحنه ی اوردوز ( O.D ) کردنش ، صحنه ی رقصش با آهنگ ِ "Girl ! you'll be a woman soon" و .. خیلی محشره .

 

چهارم - جالبه

 

-     هیچ دقت کردین که هر دفعه که وینسنت ( جان تراولتا ) میرفت دستشوئی و برمیگشت ، واسش یه اتفاق   مهم میفتاد ؟ یه بار Mia ، اوردوز کرد و وینسنت تو دردسر افتاد .. یه بار تو رستوران ، دزدی شد  .. یه بار هم تو خونه ی Butch ، وقتی از توالت برگشت ، با اسلحه خودش و به دست Butch  کشته شد .

 

-     برای اولین بار من تونستم آهنگی که تو فیلم پخش شد ( همون که Mia باهاش شروع کرد به رقصیدن و گیتار زدن ِ خیالی ) رو پیدا کرده و دانلودش کنم !! آهنگ ِ " Girl ! You'll be a woman soon " ؛ آهنگ بسیار زیبایی هستش .. شما هم میخواین !؟ بفرما ..

 

 

-     میدونستین تابلو ای از این فیلم ( تابلوی زیر ) ، از سال 2002 تا 2007 ، یعنی 5 سال ، روی دیوار متروی اولد استریت ( Old Street ) ِ لندن کشیده شده بوده .. این تابلو ، ساموئل ال جکسون و جان تراولتا رو در حال شلیک با موز نشون میده .. نقاشش هم هنرمند انگلیسی ، رابرت بنکسی(Robert Banksy ) هستش .. البته شش هفت ماهی میشه که پاکش کردن .

 

                                    

 

 

والسلام

یا علی مدد

 

 

 

منابع :

http://imdb.com/title/tt0110912/

http://en.wikipedia.org/wiki/Pulp_Fiction_(film)

http://raoros.wordpress.com/2007/12/19/nostalgia-1-pulp-fiction/

http://www.radiozamaaneh.com/jahed/2007/04/post_45.html

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 17:13  توسط www2006  |